شبگین قصه شب های غمگینِ منه...شبهای تنهایی ِ من....شبهای بی کسی من....میگن کَسِ بیکَس خداست؛کجای قصه خدا رو گم کردم نمیدونم...نمیدونم از اسرار شبِ که تنهاییاتو به یادت میاره یا شبِ امثال من فقط غمناکه،شرمنده چشمامم که همیشه شبامو بارونی کرده و داره از کار میوفته.... به امید روزی که شبِ همه سحر بشه... آمین
برچسب:
نویسنده: غزل صفری
تاريخ: دوشنبه
5 دی
1401 ساعت: 20:05