خرید بک لینک
سرمو برگردوندم و وارد اتاقم شدم اتاق کسل کننده ،اتاق دوست نداشتنی من، اتاق شغل ناخواسته تو بهترین سالهای بیست و چهارسالگی من چرا اینجام؟این بود اونجایی که اسب سرکش جاه طلبیم میخواست بره؟!شاگرد اول مدرسه !شاگرد اول دانشگاه! مغز متفکر اطرافیان !موفق ترین چهره فامیل ...!اینجا قرار بود باشم؟شغلی که دوستش ندارم عشق بهش ندارم هیچ چیزش مطلوب من نیست حتی درامدش! روزمو با گوشی سپری کردم مریم صادقی همکارم هم حال بهتری از من نداشت انگاراز روز اولی که دیدمش قیافش شبیه

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

صفحه بندی